Punishment by execution in Iran - Ali Reza Jabari (Farsi II)
پیش بینی می کردند ممکن است با بهره برداری از این نتایج متحد شوند ازچشم مردم
دور نگه دارند.
خویشاوند یک قربانی این رخدادها درمصاحبه اش با روزنامه ی شهروند کانادا
گفت:" پدرم سوال هایی داشت و بدون این که پاسخی برای آن ها بیابد درگذشت. او همیشه می پرسید: آیا این آقایان عاملان و آمران به حقانیت عمل خود اعتقاد داشته و دارند و یا ازآن شرمسار هستند؟ اگر به درستی آن معتقد ند، چرا از فاش گویی آن شرمسار هستند؛ آن هم بیست سال پس از وقوع آن عمل؟ چرا می کوشند که هیچ کس در باره ی آن هیچ چیز نداند و نشنود؟ "
این مصاحبه شونده پس از انتقاد های خود از قید وبندهایی که دولت و ماموران اش برای گرد آمدن خانواده های مقتولان در گورگاه شان بر آن ها تحمیل می کنند
گفت" اگر درست عمل کردید پای آن بایستید و اگر شرمسارید در رفتار خود نشان دهید."
ودر پاسخ به پرسشی در باره ی "ببحشیم و فراموش نکنیم " ، راجع به رخداد های سال 1988{1367} ، کفت:" به عقیده ی من این جوانان ...جان خودرا در راه آرمانی دادند که دنیایی بهتر، فارغ ار رشتی ها و پلشتی ها، را نشانه رفته بود. پس انتقام چیزی نیست که درحدمت آن آرما ن باشد. ما، اگر نه به خود بلکه به آن عزیزان می اندیشیم، پس باید بخشش را بر انتقام ترچیح دهیم .
" اما نباید فراموش کنیم که این کار{بخشش} زمینه هایی می خواهد . اول این که مسوولان چرایی و چگونگی کاری را که انجام دادند توضیح دهئد. سپس وصیت نامه های عزیزان مان را تحویل دهند. پس از آن باید جای گورها را مشخص کنند.سرانجام
باید سنگ قبر این عزیزان مشخص و سنگ نوشته ای به نام این عزیزان بر پاشود. تنها در این صورت است که می توان انتظار بخشش داشت. بخشش روندی دو سویه است وطرف بخشوده شده باید حد اقلی ازوظایف خودرا به جای آورد."{سیامک طاهری، مصاحبه با خسرو شمیرانی ،خبرنگار شهروند،12 سپتامبر2006.}
ب.3.1 قتل های سیاسی- فرهنگی موسوم به" قتل های زنجیرای"درایران"
موج دیگری از اعدام ها موجی سیاسی - فرهنگی به نام "قتل های زنجیره ای" بود که بیشترآن ها درنیمه ی دوم دهه ی1990 رخ داد و درسال 1998{1377} اوج گرفت.این اعدام ها اعدام هایی نا منتظره بودند که پس از وقوع آن ها آیت اله دری
7
نجف آبادی ، وزیر اطلاعات وقت از مقام اش استعفا کرد و از مردم عذر خواست . این قتل ها ، پس ازافشایشان، به افراد خودسر وزارتخانه ی پیشگفته منتسب شدند . برخی از افراد که درآن ها نقش هایی اثر بخش و با اهمیت داسشتند، از جمله سعید امامی{اسلامی} ، مصطفی کاظمی {موسوی} ،علیخانی{هاشمی}، کارگزاران بلند پایه ی آن وزارت خانه و کسانی دیگر ازآمران وعاملان آن ها بازداشت ومحاکمه شدند . سعید امامی که نقش اول را در این قتل ها ی زنجیره ای به عهده داشت و معاون پیشین و مدیر کل وقت آن وزارت خانه بود، دربیمارستان وپس ازیک خود کشی مشکوک درگذشت وهمسر او ودیگر کارگزاران اطلاعاتی درزندان جرم های منتسب به خود را، به سان افراد خودسر، به گردن گرفتند. بدین سان، برخی از آمران واقعی این قتل های تراژیک از چرخه ی تحقیق در باره ی آن ها خارج شدند. مجله ی ایران فردا بانام ومشخصات 84 تن از کشته شدگان که نام داریوش فروهر ، پروانه ی مجد اسکندری{فروهر}،کوشندگان سیاسی و بنیانگذاران و رهبران حزب ملت ایران ، محمد مختاری ،غفارحسینی و احمد میر علایی ، کوشند گان فرهنگی و
اعضای نامدار کانون نویسندگان ایران، پیروزدوانی ومجید شریف،کوشندگان سیاسی ، احمد تفضلی ، سعیدی سیرجانی ، ابراهیم زال زاده ، حمید حاجی زاده ،فعالان فرهنگی وکارون ، فرزند خردسال حمید حاچی زاده نیز در میان آنان دیده می شد انتشار یافت.
این گونه قتل ها نیز از سرچشمه ی سیاسی بر خوردار بودند و بیشتر به منظور
محدود کردن آزادی قلم و بیان مورد تاکید در ماده های 18 و 19 اعلامیه ق جهانی حقوق بشربه اجرا در آمدند. این محدودیت ها در سرکوب آزادی های پیشگفته ، در نخستین دوره ی ریاست جمهوری خاتمی وتداوم برخوردهای فرهنگی میان اعضای
کابینه ی او ودیگراصلاح طلبان از یک سوو نیروهای بنیادگرا و دست راستی از سوی دیگر،اهمیت داشتند.گروه دوم که شکست سختی را درمبارزه با اصلاح طلبان تحمل کرده بود، می کوشید تا هم مخالفان نظری و آرمانی خود را از میان بردارد و هم بی کفایتی رقیبان اصلاح طلب خود را درانجام توسعه ی اجتماعی و سیاسی و تامین نیازهای امنیت اجتماعی نشان دهد.
همزمان، نامه های مشکوکی با نام هایی مستعار همچون مصطفی نواب صفوی، سپاه سربلند مخمد و سپاه اسلام نوشته می شد که در آن ها 80 - افزون بر 2000 نفرازمخالفان ، آزاد اندیشان ،یا کوشندگان سیاسی- فرهنگی به مرگ تهدید می شدند.
8
نام کسانی که در این موج از اعدام ها جان باختند نیز در این گونه نامه ها گنجانیده شده بود{چنین نامه هایی از آن پس نیز گاهی اوقات در ایران منتشر شده است} . آخرین آن ها با افزون بر 2000 نام در ماه های اخیر انتشار یافته است .
ب.2 نمونه هایی از اعدام های سر برزده ازسرچشمه های دینی و احکام مذهبی در ایران
گذشته ازرخدادهای فاجعه بار1988{1367}که انگیزه های سیاسی در آن ها برتری داشتند،امابا انگیزه های دینی درآمیخته بودند و تحت لوای آن ها تداوم می پذیرفتند ،
مجازات های اعدامی که جنبه ی دینی صرف داشته یا سربرزده از احکام مذهبی بوده اند نیز وجود داشته اندو من در اینجا نمونه هایی ازآن ها را شرح می دهم .
ب.1.2 ارتداد
کسی که مسلمان به دنیا بیاید و سپس پیروی ازدینی دیگر رابپذیرند مرتد ند و با ید
کشته شوند. قتل اسقف دیباج و دیگران به دلیل رو کردن ازاسلام به مسیحیت،دردهه ی 1960، نمونه ای از این قتل هاست .
ب.2.2 قصاص
بر پایه ی قوانین اسلامی:
کسی که ، جزبرای انجام مجازاتی قانونی، به قتلی دست زند باید کشته شود مگر این که خویشاوندان درجه اول مقتول او را ببخشند.
ب. 3.2 زناکاری
هر شخص که باداشتن همسر مرتکب آمیزش جنسی با دیگری شود، به سنگسارشدن محکوم می شود که در بیشتر موارد به مرگ می انجامد. بسیاری از افراد در ایران
9
امروزبدین سان مجازات شده اند و هم اکنون نیزهفت مرد و دو زن در انتظارسنگسار به سر می برند.
ب.4.2 لواط
کسی که به لواط دست زند به فرو افکنده شدن از کوه ، با قراردادن اش درگونی ، محکوم می شود.
ب.2.5نوشیدن نوشابه های الکلی
هرکس که شاهدان سه نوبت او را به هنگام نوشیدن نوشابه های الکلی ببینند به مرگ محکوم می شود. من خود شخصی را در زندان رجایی شهر{که آن را "عجایب شهر" می خوانند }،وقتی که دوره ی زندانم را در آن جا می گذراندم ، دیدم که به همین دلیل سال ها در انتظار مرگ به سر برده بود.
چهار دسته ی آخر اعدام ها را می توان اعدام هایی با سرچشمه ی احکام مذهبی نام نهاد و آن ها را مجزا از اعدام هایی با سرچشمه ی دینی شمرد یا ، همان طور که پیش از این تعریف کردیم ، آن ها را زیر عنوان گسترده تر ب.2 گرد هم آورد.
نمونه های بسیاری از این گونه احکام مجازات اعدام وجود داشته اند که صادر شده و به اجرا در آمده اند. بسیاری از آن ها نیز هستند که صادر شده اند تا بر پایه ی قوانین
مذهبی اجرا شوند و در انتطار آن اند. اجرای این احکام را ممکن است برخی قاضیان انسان دوست به تعویق اندازند،اما ، مگر با تغییر قوانین موجود ، نمی توان آن ها را لغو کرد.
ب.3 نمونه های مجازات اعدام با سرچشمه ی امنیتی درایران امروز
مواردی وجود دارد که مقامات دولتی بدان سبب آن هارا به اجرا می گذارند که
احساس می کنند امنیت جامعه یا نظام ممکن است به سبب انجام جرمی، مستقیم یا غیر مستقیم، در معرض خطر قرار گیرد . این دسته از از اعدام ها ، حتی پیش از ارتکاب جرم و رخ نمودن پیامد های ناگوار آن نیز، ممکن است به اجرا درآیند.
10
ب.1.3 داد وستد مواد مخدر
داد وستد مواه مخدر سلامت اجتماعی وبهداشتی جامعه را به مخاطره ای واقعی می افکند و این واقعیت ممکن است بر ماندگاری نظام تاثیر نامساعد بگذارد. ازاین رو، مقا ما ت ج ا ا گاه برای رو در رویی با آن از مجازات اعدام بهره می جویند.
ب.2.3 نمونه هایی همچون هواپیماربایی، انفجار بمب و مانند آن ها
این گونه موردها،حتی اگر قتلی را ازپی نداشته باشند نیز، به مجازات مرگ می انجامند.
ب.3.3 به خطرافتاد ن امنیت خود ج ا ا
هر گونه عملیاتی که ممکن باشد ماند گاری ج ا ا را به مخاطره اندازد ، صرف نطر از نتایج واقعی آن ، بر مجازات اعدام راه می گشاید؛ همان طور که اعضای برخی گروه های غیر نظامی ، یا اعضا و هواداران غیر نظامی برخی سازمان های نظامی ، تحت پوشش نفی با ورهای دینی مورد پشتیبانی نظام ، در قتل عام 1988{1367}
اعدام شدند. بیشتر این گروه های سیاسی غیرنظامی دشمنان ج ا ا نبودند ، بلکه سازمان ها و حزب هایی مستقل بودند وباورهایی ازآن خویش وروش زندگی و راه رشد مخصوص به خود را داشتند که با ج ا ا هما نند نبود ؛ اما نظام احساس می کرد که ممکن است به گونه ای خطری بالقوه را برای امنیت آن پدید آورند، اگر بتوانند گروهی ماندگاربمانند و به سان یک نیروی سیاسی نیرومند در برابر او با هم متحد شوند.
راهی دیگر برای دسته بندی مجازات های اعدام در ایران امروز
می توان به راهی دیگر نیز مجازات های اعدام را دسته بندی کرد.آن ها را می توان آبه دودسته، نخست، آن هایی که مبنایی قانونمند، به لحاظ ملی یا بین المللی، درصدور و اجرای آن ها در کار است ؛ دوم، آ ن هایی که در ورای اعمال آن ها چنین مبنا یی وجود ندارد؛ وبه فرمان کسی ، به گفته ی وزیر اطلاعات نیمه ی دوم دهه ی1990، به دست افرادی خودسر، صادر می شوند و به اجرا در می آیند. برخی ازآن ها
11
درانطباق با قوانین ملی اند، اما با قوانین بین المللی سازگاری ندارند- که نمونه ی آن ها برخی حکم های دینی یا احکام مذهبی صادر شده برای مجازات زناکاری یا ارتداد است ؛ نمونه هایی از اعدام ها که با هیچ قانون ملی یا بین المللی انطباق ندازند، احکام اعدام صادر شده در قتل عام 1988 و قتل های سیاسی - فرهنگی زنجیره ای سال های پایانی دهه ی 1990 است .
راه برون رفت
دولتمردان و سازمان ها و کوشندگان منفرد حقوق بشر، در چنین وضعیت بغرنجی برای کاهش آهنگ مجازات اعدام در ایران، و سرانجام برای ریشه کن کردن آن ، چه می توانند کرد؟
من فکر می کنم که راه برون رفت از این وضعیت به:
نخست، فهماندن این نکته به دولتمردان چ ا ا که نهادی از نمایندگان مردم ایران اند، نه فرماندهان مطلق العنانی که می توانند تا ابد برآنان حکومت کنند؛ رسیدن آنان به چنین وضعیتی ممکن است در زندگی صلح آمیز با همه ی طرف ها در پهنه های ملی و بین المللی و گفتگوی پیوسته با آن ها ، به جای دشمنی پیوسته با یکدیگر، به ایشان یاری رساند؛ و چنین کاری خود به خود انجام پذیر نخواهد بود، بلکه خود مردم ، سازمان های حقوق بشری باید فداکارانه در این راه بکوشند؛
دوم این که، دولتمردان باید برای بهبود بخشیدن به اوضاع اجتماعی - اقتصادی
ایران تلاش کنند ، نه این که بودجه ی نظامی و امنیتی را که به منظور تقویت ارتش و خرید همه گونه جنگ افزار، وشاید نیز جنگ افزار های کشتار جمعی ،و افزایش شمار ماموران امنیتی و ابزار های ارعاب همگانی در داخل و خارج از کشورهزینه می شود بیفزایند؛
سوم این که، همه باید به گونه ای بلند مدت و با از خود گذشتگی برای پیشبرد و نشرفعالیت های اجتماعی- فرهنگی حقوق بشری و اجرای آن چه ازاسناد قانونی مدافع حقوق بشرکه ج ا ا،با گذاشتن امضای خود درزیر آن ها پذیرایشان شده است ، در
عرصه های قوانین ملی و بین المللی، تلاش ورزند- که در این جا به سان نمونه از قانون اساسی ج ا ا و اعلامیه ی حهانی حقوق بشر می توان نام برد؛
و سرانجام، ار آن جا که بنیادگرایان دینی هم اکنون در قدرت اند و از این پس نیز ممکن است باشند ، بر این باورم که پی گرفتن چنین هدف هایی در قلمرو حقوق
12
بشربسیار دشوار ترازآن چیزی است که می توان در شرایط حکومت اصلاح طلبان انجام داد؛ از این رو، باید صمیمانه وپیگیرانه دروادار کردن نظام به پذیرش قوانین گیتیانه بکوشیم . چنین اقدامی با نیاز های زندگی امروز هماهنگ خواهد بود و حقوق بشر را به بیشترین حد ممکن تامین و از آن محافظت خواهد کرد .
توضیح:آن چه پیش روی شماست نسخه ای ازمتن سخنرانی من در سمینار استکهلم ، به تاریخ پنج شنبه،26 اکتبر 2006 ، و در هانوفر، به تاریخ یک شنبه ،12 اکتبر ، 2006است که به دلیل کافی نبودن فرصت خلاصه ی بخش هایی از هرکدام را ارائه داد ه بودم. از عزیزانم آقایان مهرداد درویش پور و حسن گلزار ، به خاطر یادآوری هایشان، سپاسگزارم.
علی رضاجباری{آذرنگ}
25/9/85{2006/12/16}
اصلاح: چند مورد اصلاح در متن کنونی لازم است که به دلایل فنی انجام آن در درون متن ممکن نشد. از این رو در این پانوشت به شرح آن ها می پردازم:
1. صفحه ی 5، سطر 10 . شمار کشتگان تابستان 67 به نقل از منابع گونه گون، از جمله و به ویژه مجاهدین خلق ، در تازه ترین فهرست ها به چیزی نزدیک به 4000 نفر رسیده است که در آمار عرضه شده در این مقاله بیش از 2000 نفر آمده است.
2. صفحه ی 8، 5 صطر به پایان صفحه امنیت اجتماعی به امنیتی اصلاح می شود.
13
3.درپایان صفحه ی 8 ، داده ی 80- افزون بر2000نفرآمده که در اینجا به داده ی از80 تا2000نفر اصلاح می شود.
